برخلاف تمایل صهیونیست‌ها و ارتجاع منطقه که امیدوار بودند تحولات اخیر منطقه به شکاف درون جریان مقاومت منجر شده و از توان آن بکاهد، روند جنگ، تحکیم و انسجام درونی بیشتر این جریان را به دنبال داشت.

خارجی‌ها و مخصوصا آمریکا دولت قدرتمند و باثبات را به هیچ وجه نیاز ندارد و نمی‌خواهد و به هر شکلی می‌خواهد که افغانستان یک حکومت ضعیف و رئیس جمهور ضعیف بدون پشتوانه قوی آرای مردمی و یا شفافیت آرا داشته باشد تا درخواست‌ها، خواهش‌ها و برنامه‌های آتی خود را از این طریق بتواند اعمال کند.

در هر کشوری که در آن دیکتاتوری صورت می‌گیرد، مردم در کشورهای همسایه پایگاه می‌زنند. اگر بنا باشد که هر مخالفی نیروهای خود را به کشور همسایه ببرد، لذا مناسب‌ترین کشور برای مخالفان مصری، لیبی است. بنابراین بهترین کار برای حکام مصر این است که مارک داعش و تروریسم را به مخالفینی که لیبی رفته و فضایی برای فعالیت پیدا کرده‌اند بچسبانند تا هر وقت که خواستند آن‌ها را سرکوب نمایند.

طالبان پاکستان نتیجه‌ی طالبانی است که پاکستان برای افغانستان ساخت. پس از رانده شدن طالبان از کابل در پی تهاجم آمریکا، طالبان پاکستان به وجود آمد. این طالبان پاکستان در صحنه حضور داشت. به نظر بنده این حمله به فرودگاه کراچی برای یک شناسایی جدید بود یعنی دولت پاکستان و کشورهای بزرگ، این طالبان را بشناسند.

شخصیت آقای حمدین صباحی به‌عنوان رهبر جریان ناصری در مصر و گذشته ایشان به‌عنوان یک عضو پارلمان مصر که همیشه مخالف حسنی مبارک بوده است، به وی اجازه نمی‌دهد تا به‌عنوان یک نامزد انتخاباتی دست به تبانی بزند تا چنین نشان داده‌شود که رقابتی وجود دارد و در نهایت آقای السیسی رئیس جمهور شود. بنده (دکتر مهتدی) معتقدم که آقای حمدین صباحی زمانی که خود را نامزد کرد کاملا جدی بود و اکنون نیز تبلیغات و رقابت انتخاباتی ایشان بسیار جدی است.

به صحنه سوریه نگاه کنید. آیا اکنون آمریکایی‌ها در سوریه هستند یا خیر؟ عربستانی‌ها هستند یا خیر؟ تروریست‌ها هستند یا خیر!؟ این تروریست‌ها ماهیت‌شان با منافقین ما فرق نمی‌کند. منافقین در ایران ادعای شیعه بودن می‌کردند اما دروغ می‌گفتند و تروریست‌ها نیز در سوریه ادعای سنی بودن می‌کنند و آن‌ها نیز دروغ می‌گویند. ممکن است که نوع آن‌ها تفاوت کرده‌باشد و ادعای آن‌ها فرق کرده‌باشد، اما این خط همچنان ادامه دارد. از آن طرف نیز می‌بینیم که ایران، حزب الله و ملت‌ها هستند که مردمسالاری می‌خواهند.

سکوت آمریکا به نوعی رسمیت بخشیدن به انتخابات مصر است. اکنون حمایت آمریکا از مصر و انتخابات این کشور نتیجه نمی‌دهد. در حالی که عدم حمایت نتیجه بخش است. به همین دلیل سکوت آمریکا به معنی عدم حمایت نیست. بلکه بر اساس ضرورت، شیوه‌های حمایتی تغییر پیدا کرده است.

از نظر من کار شورای همکاری خلیج فارس تمام است. هیچ میانجیگری دیگری فایده‌ای ندارد. میانجیگری کویت و عمان هیچ اثری ندارد.حتی غربی ها...شما ببینید سرعت عملی که این سه کشور برای فراخواندن سفرایشان از قطر انجام دادند به این خاطر بود که کسی میانجیگری نکند. این نشان‌دهنده این مطلب است که عربستان به اوج عصبانیت رسیده و دیگر نمی‌تواند قطر را تحمل کند. از طرفی طرفین سه کشور در مقابل سه کشور دیگر هستند.

اخیرا وقتی عربستان پیشنهاد کرد که این شورا تبدیل شود به کنفدراسیون یا اتحادیه، خیلی‌ها مخالفت کردند که در راس آنها قطر بود و در ذیل آن عمان؛ امارات و کویت هم مخالف بودند؛ هرچند ابراز نکردند. بحرین هم از آنجایی که توسط عربستان اشغال شده است، چاره‌ای ندارد و حتی بعضی از اعضا به خصوص عمان و قطر تهدید کردند که اگر شورا به اتحادیه تبدیل شود، از شورا خارج خواهند شد.

جریان تیارالاحرار به دلیل این که می‌خواهد خود را وارد رقابت انتخاباتی کند، تلاش خواهد نمود تا در شرایط فعلی، مقتدی صدر کنار نرود تا این جریان بتواند از شخصیت وی استفاده نماید. کنار رفتن مقتدی صدر از سیاست به این معناست که وی در هیچ موضوع سیاسی ورود نکرده و حمایت ننماید.

Noskhe Jadid

آخرین مطالب