اندیشکده راهبردی تبیین - تحولات یمن

تشکیل شورای عالی سیاسی و از سرگیری جلسات مجلس نمایندگان و در پایان، مأموریت بن حبتور برای تشکیل دولت نجات ملی، مصادیقی هستند که نهادسازی انصارالله در صحنه سیاسی را به اثبات می‌رسانند. در عرصه سخت نیز، انصارالله ضمن دفاع جانانه از تهاجم سعودی-آمریکایی، توانسته است توانایی‌های خود در عرصه نظامی را به نمایش بگذارد. رونمایی از موشک‌های مختلف و توان به کارگیری دقیق آن‌ها، تسلط و اشراف بر تنگه راهبردی باب المندب، هدف قرار دادن ناوگان دریایی امارات و پیشروی در عمق خاک عربستان، ازجمله این توانایی‌ها می‌باشند.

در متن منشور سازمان ملل، مکانیزم‌ها و ابزارهای عملیاتی کردن قطعنامه‌ها مشخص‌شده است اما با این وجود شورای امنیت از به‌کارگیری این مکانیزم‌ها برای پایان دادن به بحران یمن عاجز و ناتوان است. این مسئله نشان می‌دهد مقاومت و برتری میدانی، تنها گزینه‌ای است که تضمین‌گر پیروزی و غلبه در بحران یمن خواهد بود.

آمریکا معمولاً برای مدیریت و خارج ساختن متحدان خود از بحران، راهبردهای مختلفی را در پیش می‌گیرد. فرمول‌سازی قطعنامه 598 ایران، یکی از راهبردهایی است که آمریکایی‌ها از آن بهره‌ می‌گیرند تا به جنگ‌هایی که روند آن‌ها برخلاف منافع آمریکا است، خاتمه دهند. این مدل علاوه بر جنگ ایران و عراق، در جنگ 33روزه لبنان در سال1385 (2006) نیز به کار گرفته شد.

سخنان و تهدیدات حامیان ریاض و بیانیه 4 وزیر خارجه آمریکا، انگلیس، عربستان و امارات، به‌خوبی روشن می‌سازد که شدت یافتن درگیری‌ها در تمامی جبهه‌های مهم در یمن در کنار اعلام ضرب‌الاجل دوهفته‌ای برای دستیابی به توافق صلح، همگی نشان از یک راهبرد جدید علیه انقلاب یمن و انصارالله است.

از جمله پیامدهای توافق امضا شده برای تشکیل شورای عالی سیاسی یمن میان انصارالله و کنگره ملی یمن- که وابسته به علی عبدالله صالح است- عبارت‌اند از: جایگزین شدن شورای سیاسی به‌جای اعلامیه قانون اساسی (اعلان الدستوری)، افزایش قدرت و هم‌افزایی راهبردی هم‌پیمانان انصارالله و نیز افزایش امکان تجزیه یمن.

طرح جدید «اسماعیل ولد شیخ» برای انصارالله حاوی تهدیدات فراوانی است. تقدم عملی تشکیل دولت وحدت ملی بر عقب‌نشینی از صنعا، عقب‌نشینی 30 کیلومتری از مرزهای عربستان و دست کشیدن از «گزینه‌های راهبردی» و فدرالی شدن یمن، مصادیق و نمونه‌هایی از تهدیدات اشاره شده هستند.

به نظر می‌رسد سعودی‌ها به دنبال این هستند که نخست با خارج کردن نظامیان خود از یمن و گرفتن امتیاز از بازیگران یمنی به بهانه‌ی ترک یمن، در مذاکرات سیاسی با اهرم فشار سازمان ملل، قطعنامه‌ی 2216 را پایه و مبنا برای آینده‌ی یمن قرار دهند. سعودی‌ها با برگرداندن علی محسن الاحمر به عرصه‌ی معادلات یمن، می‌توانند با خیال آسوده‌تر به روش سنتی خود یعنی جنگ نیابتی بازگردند و از یمن خارج شوند.

انصارالله برای آن‌که در مرحله‌ی پساجنگ یا گفتگوهای سیاسی بتواند هویت خویش را حفظ نماید، باید چند اقدام و ملاحظه را در اولویت‌های خویش قرار دهد که بازنگری در تاریخ و عقیده‌ی سیاسیِ زیدیه، کسب مشروعیت، حضور فعال و مؤثر در دولت وحدت ملی، نهادسازی انقلابی و نهایتاً ایجاد امنیت و ثبات سیاسی در یمن را می‌توان از جمله‌ی این اولویت‌ها برشمرد.

امارات در یمن، به دنبال افزایش نقش و نفوذ خود در شبه‌جزیره عربستان، استقلال یا ایجاد فدرال جنوبی به‌منظور افزایش نقش خود در آنجا و نیز جلوگیری از تبدیل شدن بندر عدن به‌عنوان رقیبی برای دبی است. این در حالی است که عربستانی‌ها تجزیه دوگانه‌ی شمالی- جنوبی یمن را به‌عنوان یک تهدید می‌نگرند، اتفاقی که موجب می‌شود ضمن حفظ تهدید انصارالله در شمال و دسترسی این جنبش به باب المندب، یمن جنوبی و بنادر آن تحت نفوذ اماراتی‌ها قرار گیرد.

در سالی که گذشت، منطقه‌ی غرب آسیا و شمال آفریقا، حوادث مختلفی را تجربه کرد. اندیشکده راهبردی تبیین، در سلسله گزارش‌هایی، به بررسی مهمترین تحولات و رویدادهای کشورهای عراق، سوریه، یمن، عربستان سعودی، ترکیه، لبنان، فلسطین، بحرین، لیبی و مصر و همچنین رژیم صهیونیستی در سال 94 پرداخته است. همچنین سعی شده است چشم‌اندازی هرچند اندک از سال آینده‌ی آن‌ها نیز ارائه گردد.

Noskhe Jadid

آخرین مطالب