اندیشکده راهبردی تبیین - تحولات یمن

حیات جریان‌های تروریستی چون القاعده در فقدان اقتدار مرکزی، تداوم و تناوب بحران در کشورهای منطقه غرب آسیا نهفته است. آغاز ناکامی گروه‌های یمنی در ایجاد دولت وحدت ملی، سیاست‌های یکجانبه‌گرایانه رئیس‌جمهور مستعفی و حمله ائتلاف سعودی شرایط را برای افزایش اقدامات مخرب القاعده فراهم ساخته است.

پنج سال از بحران یمن می‏‌گذرد. طی این مدت، تنها طرحی که برای ساختار سیاسی آینده یمن ارائه شد، فدرالی شدن این کشور بود. در واقع؛ مداخله‌ی بازیگران خارجی در تمام مدت 5 سال گذشته و تلاش آن‌ها برای مدیریت بحران یمن سبب شد طرح‏‌های درونی و نشأت گرفته از اجماع بازیگران داخلی یمن برای ساختار سیاسی آینده‌ی این کشور ارائه نشود. نوشتار پیش‏ رو، ضمن ارائه‌ی آخرین آمارها از فاجعه‌ی انسانی در یمن، مواضع بازیگران اصلی درباره‌ی تقسیم یمن به «شش اقلیم فدرالی» و همچنین پیامدهای این طرح برای یمن را مورد بررسی قرار می‏‌دهد.

انصارالله در شرایط کنونی سه گزینه راهبردی در پیش رو دارد تا معادلات را در عرصه سیاسی و گفتگوها به سود خود پیش ببرد. این گزینه‌ها عبارت‌اند از 1- تداوم حملات راهبردی و پیشروی در سه استان جنوبی عربستان 2- بهره‌برداری از اختلاف میان امارات و سعودی در سایه فاصله‌گیری خالد بحاح از عبدربه منصورهادی 3- همکاری با جنبش حراک جنوبی و حفظ مناطق مهم مارب، تعز و باب المندب.

یکی از مهم‏ترین مشکلات منصورهادی برای تشکیل دولت موقت در شهر جنوبی عدن این است که وی در این شهر از مشروعیت و مقبولیت کافی برخوردار نیست. برخی از گروه‌های سیاسی جنوب یمن آشکارا به مشروعیت نداشتن منصورهادی در این منطقه اشاره کردند.

یکی از اتهاماتی که گروه‏‌های مخالف به انصارالله وارد می‏‌کنند این است که با تبلیغات رسانه‏‌ای زیادی درصدد هستند نشان دهند این جنبش یمنی سودای کسب قدرت و تشکیل دولت در یمن دارد و از طریق خشونت و ایجاد جنگ درصدد دستیابی به این هدف است. انصارالله از طریق تفاهم با اسماعیل ولد الشیخ اثبات کرد که بازیگر خشونت‏‌طلب و قدرت‏‌طلبی نیست.

از جنبه اقتصادی مهم‌ترین نگرانی امارات تبدیل شدن عدن به رقیب قدرتمند دبی است. در حالی که بین‌المللی شدن دبی و تبدیل شدن آن به کانون تجارت منطقه‌ای درآمدهای گسترده‌ای را برای امارات در پی دارد، هرگونه وضعیت باثبات و سیاست‌های مستقل که باعث شکوفایی عدن و مناطق ساحلی یمن شود باعث نگرانی امارات است.

باوجود چنین اوضاع وخامت باری در یمن، این سؤال پیش می‌آید که چرا این کشور و نیروهای نظامی و مردمی آن و در صدر آن‌ها جنبش انصارالله، پاسخی کوبنده و همه‌جانبه به اقدامات وحشیانه سعودی‌ها نمی‌دهند؟ البته پاسخهای مقطعی از طرف انصارالله به جنایات عربستان داده شده، اما در اینجا، منظور «حمله همه‌جانبه» علیه عربستان است. در این یادداشت به دنبال پاسخ‌گویی به سؤال مذکور هستیم و سناریوهای ممکن در این زمینه را مطرح و بررسی می‌کنیم.

عبدالملک حوثی این جنگ را جنگی نیابتی عنوان کرد که عربستان به‌عنوان ابزار آمریکا و اسرائیل در منطقه انجام می‏دهد. میان این مواضع رهبر جنبش انصارالله و بخش زیادی از مردم یمن نیز همسویی وجود دارد. سازمان ملل متحد به‌عنوان ضلع دیگر دخیل در بحران یمن، باوجود ناکامی‏‌هایی که تاکنون برای کاهش این بحران داشته، طرحی ‏ ارائه کرده است که به نظر نمی‏‌رسد تأثیر چندانی بر این بحرانی- که به اذعان یونیسف، کودکان از قربانیان اصلی آن هستند- داشته باشد.

بعد از کنترل یمن از سوی انصار الله و ارتش یمن و خروج منصور هادی رئیس‌جمهور  پیشین این کشور و اقامت در عربستان، سعودی‌ها با آغاز جنگی تمام‌عیار و تداوم آن  در پی تغییر موازنه قدرت درونی یمن و تغییر شرایط در این کشور بوده‌اند. به‌رغم تلاش‌های بین‌المللی و منطقه‌ای گسترده دولت سعودی و صرف میلیاردها دلار برای پیشبرد عملیات نظامی در یمن،  شرایط درونی یمن بر اساس اهداف و طراحی‌های سعودی‌ها به‌صورت جدی تغییر نکرده است

عربستان با بهره‌گیری از اسلام توانسته است اندک سرمایه‌ای در قدرت نرم برای خود ایجاد کند. اما حمله به یمن باعث شده است این کشور بیش از پیش به عنوان عامل تفرقه و جنگ در جهان اسلام معرفی شود.

Noskhe Jadid

آخرین مطالب