اندیشکده راهبردی تبیین - مذاکره با آمریکا

تقابل و تضاد بین ایران و آمریکا به دلیل خوی استکباری و سلطه‌طلبی این کشور در چهار حوزه‌ی تجربی-تاریخی، تمدنی-هویتی، اقتصادی-صنعتی و نهایتاً سیاسی-امنیتی، عمیقاً و منطقاً مانع از این می‌شود که فضای اعتماد بین این دو کشور شکل بگیرد. حجم بدعهدی‌ها و خدعه‌های آمریکایی علیه ایران و سایر ملل به‌اندازه‌ی کافی است تا اعتماد به آمریکا را بی‌نهایت غیرعقلانی و مخرب جلوه دهد.

دولت اعتدال می‌داند که اختلافات آمریکا و ایران، ریشه‌دارتر از آن است که بخواهد به این زودی حل و فصل گردد. به همین دلیل بین رابطه سیاسی و اقتصادی تفاوت قائل شده و امیدوار است روابط اقتصادی و تجاری دو طرف، در نهایت بر فضای سیاسی آمریکا اثر گذاشته و مقدمات برقراری روابط را فراهم کند.

سیاست خارجی آمریکا در دوران 8 ساله تصدی‌گری جورج بوش در قبال ایران همواره بر ادبیات تندِ ستیز و تقابل تأکید داشت. این رویکرد خصومت‌آمیز در سه محور خلاصه می‌شد: جنگ علیه ترور و قرار گرفتن ایران در محور شرارت، تکثیر سلاح‌های کشتار جمعی و نهایتاً مخالفت با برنامه هسته‌ای ایران.

واژه‌ی استکبار در ادبیات انقلاب اسلامی و همچنین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بارها استفاده شده است. از سوی دیگر روز 13 آبان در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران به عنوان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی نام گرفته است. آنچه بیش از پیش با استکبار گره خورده، دولت ایالات متحده‌ی آمریکاست.

35 نفر از کارشناسان و دیپلمات‌های سابق آمریکایی از هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه با انتشار گزارشی، از سیاست‌های دولت اوباما در مواجهه با ایران انتقاد کردند و اعمال فشار به ایران برای توقف برنامه‌ی هسته‌ای این کشور را بی‌نتیجه دانستند.

با اجرای «دکترین پریماکوف» که نشانه‌ای عملی از تغییر سیاست‌های خارجی روسیه بود، روابط دو کشور اوج گرفت؛ به‌طوریکه در سال 1375 وزیر خارجه‌ی وقت ایران اعلام کرد بهترین روابط تهران و مسکو در تاریخ معاصر است. همچنین در جریان سفر چند سال بعد وزیر دفاع روسیه به تهران، وی قرارداد گور- چرنومدرین را فاقد اعتبار اعلام کرد.

برای واکاوی چرایی اتخاذ راهبرد «مذاکره‌ی مستقیم با ایران» از سوی ایالات متحده، کافی است به اظهارات چند سال پیش کِنِت تیمرمن کارشناس کارکشته سازمان سیا و پژوهشگر مسائل جمهوری اسلامی ایران و خاورمیانه مراجعه کنیم که زمانی گفته بود: «برقراری روابط به معنای ختم انقلاب ایران است. زمانی که ستون مبارزه با آمریکا فرو بریزد کل انقلاب فرو خواهد ریخت.»

سؤال مهمی که در این جا بایستی بدان پرداخته شود، آن است که با وجود پیشنهاد صریح نظام سلطه برای مذاکره مستقیم و نزدیک بودن انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم چه قرابت‌هایی میان این دو مؤلفه‌ی سیاسی وجود دارد. به عبارت دیگر پیشنهاد مذاکره چه تأثیری بر تحولات انتخابات آتی خواهد داشت؟

با نزدیک‌ شدن زمان مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 5+1 در قزاقستان، اظهارنظرها در خصوص عزم کشورهای غربی -بهتر بگوییم، بلوک استکبار- برای به سرانجام رساندن این مذاکرات، شدت بیشتری می‌یابد. به‌گونه‌ای که برخی تحلیل‌گران، سخن از ارائه‌ی پیشنهادات و راه‌حل‌های قابل قبولی برای طرفین، به میان آورده و آن را نقطه‌ی عطفی در تاریخ مذاکرات می‌دانند.

عدم مذاکره‌ی ایران با ایالات متحده، ریشه در عدم حسن‌نیت آمریکایی‌ها دارد، لذا طبیعی است وقتی کشوری بساط جنگ با کشور دیگر را مهیا و برپا می‌سازد و در راستای خصومت خود با آن کشور به هر اقدامی دست می‌زند؛ طرح بحث مذاکره از جانب کشور مظلوم چیزی جز ذلت آن کشور و وادادگی کامل به کشور مهاجم را در پی ندارد.

Noskhe Jadid

آخرین مطالب