تهدید نظامی سوریه؛ بستر مذاکره "برد- برد" با ایران

  احمد سیفی/ کارشناس مسائل سیاسی دوشنبه, 11 شهریور 1392 ساعت 11:00

ایالات متحده امریکا که در واکنش به حادثه تسخیر لانه جاسوسی، از 20 فروردین 1359 (9 آوریل 1980) روابط دیپلماتیک خود را با ایران قطع کرده بود، چند سالی است که بر طبل مذاکره برای برقراری روابط با ایران می‌کوبد. در طرف ایرانی نیز از روزهای پس از دفاع مقدس و به خصوص در 16 سال اخیر، اقبال به مذاکره با امریکا در بعضی جریانات سیاسی برای حل و فصل اختلافات بیشتر شده است.

با پیروزی حسن روحانی در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری اسلامی ایران و با اعلام "مشی اعتدالی" و "دیپلماسی حکمت آمیز"، جبهه غرب و ایالات متحده امریکا به آینده روابط خود با ایران امیدوار شدند.

ایالات متحده امریکا که در واکنش به حادثه تسخیر لانه جاسوسی، از 20 فروردین 1359 (9 آوریل 1980) روابط دیپلماتیک خود را با ایران قطع کرده بود، چند سالی است که بر طبل مذاکره برای برقراری روابط با ایران می کوبد. در طرف ایرانی نیز از روزهای پس از دفاع مقدس و به خصوص در 16 سال اخیر، اقبال به مذاکره با امریکا در بعضی جریانات سیاسی برای حل و فصل اختلافات بیشتر شده است.

آنچه که احتمالِ بر سر یک میز نشستن ایران و امریکا را پس از 33 سال افزایش می دهد، نخست تغییر نگرش امریکاست. اگرچه نگرش "کارتر" در قطع ارتباط، نگرشی تنبیهی و اقتدارگرایانه بود و با استقبال رهبر کبیر ایران مواجه شد، لکن در سالهای اخیر به واسطه گسترش حوزه نفوذ ایران در منطقه، گره خوردن سیاست خارجی ایالات متحده با خاورمیانه و همچنین شکست سیاست های خاورمیانه‌ای کاخ سفید، نگرش تنبیهی و تحقیر آمیز سردمداران امریکا به پذیرش ایران به عنوان قدرت منطقه‌ای تغییر کرده است. نفس استقبال از مذاکره با ایران خود بیانگر این تغییر نگرش است. البته این تغییر نگرش الزاما به معنی تغییر رویکرد امریکا نیست. امریکا همچنان با تهدید و تحریم علیه ایران، رویکرد استکباری خود را حفظ کرده است و پیش‌شرط هایی هم برای مذاکره تعیین می کند.

دیگر آنکه در ایران نیز به دلیل در حال توسعه بودن و عدم دسترسی به بازارهای جهانی که ناشی از تحریم است، مذاکره و از سرگیری روابط به عنوان راهی موثر، از سوی برخی جریانات تجویز می شود. علاوه بر این، مذاکره به معنی به رسمیت شناختن حقوق ایران و به رسمیت شناخته شدن جایگاه ایران در منطقه و جهان است که به قدرت ایران می افزاید.

ورود روحانی به عنوان چهره‌ای معتدل از نظر غرب -که سابقه مذاکرات هسته‌ای را نیز در کارنامه خود دارد- و نیز انتخاب ظریف به عنوان آشناترین دیپلمات ایرانی با مسائل ایالات متحده، امیدها را در هر دو طرف ایرانی و امریکایی برای از سرگیری روابط دیپلماتیک افزایش داده است.

فارغ از صحیح یا ناصحیح بودن مذاکره، آنچه که این روزها مذاکره با امریکا را با چالشی جدی مواجه کرده است، حوادث سوریه است. موضع دفاعی جمهوری اسلامی ایران از دولت بشار اسد به عنوان یاریگر اصلی محور مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی، مورد اعتراض ایالات متحده به عنوان بزرگترین متحد این رژیم و حامی معارضین سوری است. این تقابل زمانی پررنگ‌تر می شود که ایالات متحده خود را در جنگ نیابتی (Proxy War) شکست خورده دیده است. تهدید اوباما به حمله مستقیم نظامی به سوریه، به بهانه استفاده ارتش از تسلیحات شیمیایی و موضع قاطع مقامات جمهوری اسلامی در حمایت از سوریه، نشان دهنده دورتر شدن دو کشور از فضای مثبت برای مذاکره است.

به عقیده‌ی بسیاری از تحلیل‌گران اگرچه این تهدید تنها جنگ روانی است، اما موضع رویارویی ایران را بر انگیخته و رسیدن به مذاکره را کمرنگ کرده است. اگر این تهدید واقعی باشد و ایالات متحده علی رغم کناره‌گیری متحد بزرگش "بریتانیا"، دست به حمله هوایی و موشکی -هرچند به گفته اوباما محدود- بزند، جمهوری اسلامی نه تنها سکوت نخواهد کرد بلکه در صورت جدی بودن حمله، مداخله مستقیم را نیز مد نظر قرار خواهد داد. بنابراین حمله امریکا به سوریه که به عقیده برخی از اندیشمندان می تواند جنگی جهانی را درپی داشته باشد، نتیجه‌ای جز دور شدن ایران و امریکا از هم و منتفی شدن مذاکرات ندارد. مضافاً اینکه آن جنگ ضربه سنگین و مهلکی به رژیم صهیونیستی نیز خواهد بود و امریکا بیش از پیش در منطقه تضعیف و جایگاه ایران پررنگ می شود.

اما به عقیده نگارنده، همین تهدیدات -و نه حمله- می تواند زمینه خوبی برای مذاکرات باشد و می تواند مذاکره‌ای "برد- برد" -به تعبیر ظریف- را در پی داشته باشد. در صورتی که تهدید اوباما عملی نشود، برای رهایی از سرخوردگی ناشی از شکست در عملیات روانی و کاهش فشار افکار عمومی، پیشنهاد کاخ سفید برای حل دیپلماتیک مساله با ورود مستقیم ایران و امریکا، محتمل خواهد بود. این پیشنهاد علاوه بر ژست صلح‌طلبانه، ایران را نیز به نشستن پشت میز مذاکره ترغیب خواهد کرد. در واقع اگر خردمندان امریکایی به چنین اقدامی دست بزنند و از جنگ‌افروزی صرف نظر کنند، گام مثبتی برای حل بحران های امریکا در منطقه برداشته‌اند. کوتاه سخن آنکه اگر اوباما افکار رادیکالی و جنگ طلبانه را کنار بگذارد، علاوه بر اینکه می تواند از یک جنگ فرامنطقه‌ای جلوگیری کند، می تواند امتیاز مثبتی در بازی "برد- برد" مذاکره با ایران برای خود ذخیره کند.

بارگیری پیوست‌ها:

Noskhe Jadid

آخرین مطالب