ایران و ظرافت‌های هماهنگی همزمان با روسیه و ترکیه

  یکشنبه, 31 مرداد 1395 ساعت 10:38

برای ایران، هوشمندی و ظرافت همکاری و هماهنگی همزمان با دو کشور دارای اهداف متفاوت در پرونده سوریه، یعنی ترکیه و روسیه، محلی برای به نمایش گذاشتن توانمندی‌های دیپلماتیک و استفاده ظریف از گزینه‌های گوناگون است.

سفر غیرمنتظره مولود چاوش اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه به تهران، از سوی رسانه‌های ترکیه به عنوان توقف کوتاه قبل از سفر به هندوستان، توصیف شد، اما مقامات ایرانی اعلام کردند که دیدار او با محمد جواد ظریف، یک گفت‌وگوی مفصل 5 ساعته بوده است.

اهمیت توقف چاوش اوغلو در تهران را زمانی بهتر می‌توانیم درک کنیم که به خاطر بیاوریم بعد از دیدارهای سه جانبه روحانی- پوتین- علی اف و دیدار اردوغان- پوتین، ظریف به ترکیه رفت، میخائیل بوگدانوف در تهران با همتای ایرانی‌اش جابری انصاری دیدار کرد و چاوش اوغلو نیز پس از دیدارهای مفصلی که در تهران انجام داد، در دهلی نو به صورت تلفنی برای چندمین بار در چند روز اخیر، با جان کری وزیر امور خارجه آمریکا گفت‌وگو کرد.

اگر تحولات میدانی سوریه را به موازات این دیدارها تحلیل کنیم و وضعیت خاص تحولات مرتبط با حلب و منبج را در نظر بگیریم و صد البته مساله نوژه را نیز به آنها اضافه کنیم، در کل می‌توانیم بگوییم که مثلث ایران، روسیه، ترکیه، در تلاش است تا هر چه زودتر، تکلیف کار در حلب و سوریه را یکسره کرده و تلاش کند تا دور جدید مذاکرات برای پایان دادن به بحران سوریه، آغاز شود.

اما آیا به راستی چنین چیزی شدنی است؟ علاوه بر این که آزادسازی کامل حلب، به چه نوع عملیات‌های هوایی و مراقبت و حمایت‌های زمینی نیاز دارد، خود مساله تعامل و تفاهم ایران، ترکیه و روسیه، محل بحث است. از یاد نبریم که در مورد سه مساله مهم، یعنی سرنوشت بشار اسد و تقسیم قدرت در سوریه آینده، نه تفاوت نظر، بلکه اختلاف نظر و اختلاف منافع وجود دارد.

یکی از مسائلی که در دوران مسئولیت امیرعبداللهیان همواره در همه مصاحبه‌ها و مذاکرات بر آن تایید می‌شد، تعریف «گروه‌های تروریستی» بود. در این حوزه، نظرات ایران و روسیه تقریباً به طور کامل با هم منطبق است و غیر از مخالفین داخلی اسد موسوم به شورای تنسیق یا هماهنگی، همه نیروهای دیگر اعم از جیش الاسلام و دیگران را تروریست می‌نامند و معتقدند که سران و نمایندگان این گروه‌ها نباید در مذاکرات حضور داشته باشند. اما ترکیه در این مورد به شکل دیگری فکر می‌کند و نه تنها جیش الاسلام، ارتش آزاد و ائتلاف مخالفین سوری مقیم استانبول و گازی عنتاب را تروریست نمی‌نامد، بلکه معتقد است که آینده سوریه باید به دست این افراد ساخته شود.

از دیگر سو، در مورد بشار اسد نیز بین ایران و ترکیه اختلاف نظر وجود دارد.

ضمن این که در این میان، مساله چندوچون حضور نظامی روسیه در سوریه، بمبارانها، مساله نوژه و مکانیسم هماهنگی‌های هوایی و زمینی، مورد تایید آمریکا و اروپا نیست و مخالفین سوری تحت امر آمریکا و تحت حمایت ترکیه، معتقدند که روسیه و سوریه در عملیات هوایی، ابایی از آن ندارند که گهگاه، علاوه بر داعشی‌ها، افراد مخالف اسد و حتی برخی از شهروندان عادی نیز به قیمت ضربه زدن به داعش، کشته شوند.

حال باید پرسید: تکلیف چیست؟ آیا با وجود چنین اختلاف نظرات روشنی، راهی برای هماهنگی و نزدیک شدن دیدگاه‌های ترکیه به روسیه و ایران وجود دارد و ادامه گفت‌وگوها، بی فایده است؟ خیر.

بدون شک، حتی  با داشتن اختلافاتی به مراتب عمیق‌تر و شرایطی مه آلودتر از این، باز هم باید به همفکری ایران، روسیه و ترکیه امیدوار بود. چرا که دست کم در مورد ضرورت حذف یک تهدید تروریستی خطرناک به نام داعش، بین این سه کشور، اشتراک دیدگاه و اشتراک منافع وجود دارد.

در یک تحلیل ساده می‌توان گفت‌وگوی 5 ساعته ظریف چاوش اوغلو در تهران را، نشانه‌ای از عمق هماهنگی و گفت‌وگو بر سر جزئیات مرتبط با عملیات زمینی و تلاش برای هماهنگی‌های لازم برای برگزاری دیدار سه جانبه لاوروف، ظریف، چاوش اوغلو، دانست، اما از یک منظر واقعبینانه توام با اندکی بدبینی هم می‌توان گفت: 5 ساعت زمان کمی نیست و احتمالاً، هنوز هم بین ایران و ترکیه در مورد مخالفین اسد و نقش روسیه در سوریه، اختلاف نظر وجود دارد که گفت‌وگوی ظریف و چاوش اوغلو، 5 ساعت تمام به درازا کشیده است.

در هر حال، دیدارهای مزبور و روابط ایران، ترکیه، روسیه و تلاش این سه کشور برای نزدیک شدن به ایده‌ها و اهداف مشترک، ستودنی و ارزشمند است، اما عقل سلیم و شرط واقع بینی حکم می‌کند که به خاطر داشته باشیم، هر کدام از سه کشور مورد اشاره در چند سال اخیر، در پرونده سوریه، هر کدام به نوعی تلاش کرده‌اند و در این میان، اهداف و اقدامات ترکیه به گونه‌ای بوده که خوشبینانه است تصور شود، با این گفت‌وگوها، این کشور عضو ناتو و متفق نزدیک آمریکا، از اهداف خود عقب نشینی کرده و به شرق نزدیک شده است.

در حال حاضر آن چه برای هر سه کشور اهمیت دارد، این است که فارغ از این که سناریوی پیچیده انتقال قدرت در سوریه باید به چه شکلی باشد، هر سه تلاش کنند، در نقطه مشترک مبارزه با ترور، ظرفیت‌های خود را به صورت هماهنگ با هم به کار گیرند. از دیگر سو، برای ایران نیز، هوشمندی و ظرافت همکاری و هماهنگی همزمان با دو کشور دارای اهداف متفاوت در پرونده سوریه، محلی برای به نمایش گذاشتن توانمندی‌های دیپلماتیک و استفاده ظریف از گزینه‌های گوناگون است.

***

• این مطلب، صرفاً جهت اطلاعِ مخاطبان، نخبگان، اساتید، دانشجویان و تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران بازنشر یافته و الزاماً منعکس‌کننده‌ی مواضع و دیدگاه‌های اندیشکده راهبردی تبیین نیست.

 

منبع: خبرگزاری تسنیم (به قلم محمدعلی دستمالی، کارشناس مسائل ترکیه)

Noskhe Jadid

آخرین مطالب